پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

82

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

مطالب يكديگر را درك مىكنيم و هيچ‌گونه اشكالى از جهت زبان ، بروز نمىكند . بارها با او دربارهء شما و علاقه‌مندى خاصى كه به زبان ملى داريد و هزاران چيز ديگر ، از جمله بدبختىهايى كه بر من نازل شده است ، صحبت كرده‌ام . وى فوق‌العاده علاقه‌مند است كه به حضورتان معرفى شود و در دوستى افتخارآميز من با شما شركت كند و بارها به من گفته است كه اگر روزى شما را ببيند ، مثل يك كتاب لغت زنده در اختيارتان خواهد بود و نام سبزىها و گياهان مختلفى را از قبيل نعنا و ريحان و كاهو « 1 » و غيره برايتان بيان خواهد كرد . اين اسامى را در كتاب لغت نمىتوان پيدا كرد و يا چنان آن را تغيير داده‌اند كه اگر كسى آن را با تلفظ ما به عربىها بگويد ، مطلقا چيزى از آن نخواهد فهميد ؛ براى مثل ، گياهانى را مىتوانم نام ببرم كه نويسندگان ما نام آنها را تماما غلط نوشته‌اند . اگر روزى شما با خانم معانى به گردش برويد ، مىتوانيد گياهى را به او نشان دهيد تا او اسم صحيحش را تلفظ كند ؛ زيرا اين بهترين طريق ياد گرفتن لغات خارجى است . تصور مىكنم شما از نتيجهء اين عمل كاملا راضى خواهيد شد ؛ زيرا شخصا آن را آزمايش كرده و بارها از بانو معانى درخواست كرده‌ام به من درس بدهد و مثلا ترجمهء عربى اشعارى كه قسمتى از آنها را خودم سروده‌ام برايم بيان كند و باور كنيد كه چنان در اين كار قابليت نشان داده است كه هيچ معلم مرد با تجربه‌اى نمىتواند با او برابرى كند . سؤالات بىشمارى را كه در اين مورد مطرح مىكنم تمام را با صبر و حوصلهء خاصى پاسخ مىگويد ، و براى من ريشهء افعال و زمان و حالت آنها را به زبان مشترك ما ، يعنى تركى ، چنان روشن و كامل توضيح مىدهد كه براى من هيچ جاى ابهامى باقى نمىماند و روىهم‌رفته ، اگر مايل بودم ، مىتوانستم در اين زبان پيشرفت زيادى بكنم ؛ ولى اول به علت تنبلى كه فوقا بدان اشاره كردم و دوم به سبب اين‌كه زبان فارسى را بايد بياموزم و به‌علاوه تا حدى در زبان كلدانى و عبرى نيز كار مىكنم و به ادبيات گرجى نيز مىخواهم آشنايى پيدا كنم ، زياد براى عربى به خود زحمت نمىدهم و روىهم‌رفته هر كس بخواهد در آن واحد چندين كار را انجام دهد در هيچ يك موفق نخواهد شد . قبلا گفتم كه بين احضارشدگان به اردوگاه شاه ، بيگم‌ها و خانم‌هاى حرم نيز هستند . راجع به بيگم و خانم توضيحات لازم را دادم و براى اين‌كه رشتهء كلام از دست نرود ، از توضيح دربارهء كلمهء « حرم » خوددارى كردم ؛ ولى چون معنى اين كلمه جالب و مورد استعمال آن زياد است ،

--> ( 1 ) . نويسنده در اينجا « خس » مىنويسد كه در زبان عربى به كاهو گفته مىشود . - م .